السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

43

تحرير الوسيله ( فارسى )

كتاب وكالت وكالت ، تفويض ( سپردن ) كارى به ديگرى است تا آن را در حال حياتش ، برايش انجام دهد ؛ يا ارجاع دادن تمشيت ( راه انداختن ) امرى از امور براى او در حال حياتش به ديگرى مىباشد . و وكالت عقدى است كه به ايجاب احتياج دارد به هر لفظى كه دلالت بر اين مقصود نمايد مانند قول او : « تو را وكيل نمودم » يا « تو وكيل منى در فلان كار » يا « به تو تفويض كردم آن را » و مانند اين‌ها . بلكه ظاهر آن است كه قول او : « خانه‌ام را به فروش » در حالى كه قصدش اين باشد كه امر فروش خانه به او تفويض شود ، كفايت مىكند . و به قبول احتياج دارد با هر چيزى كه دلالت بر رضايت به آن بنمايد ، بلكه ظاهر آن است كه انجام دادن آنچه كه در آن به او وكالت داده شده ، بعد از ايجاب ، در قبول كفايت مىكند . بلكه اقوى آن است كه وكالت با معاطات واقع مىشود ، به اينكه كالايى را به جهت فروش به او بدهد و او به جهت فروش ، آن را تحويل بگيرد . بلكه بعيد نيست كه به نوشتن از طرف موكّل و رضايت به آنچه در آن هست از طرف وكيل تحقق پيدا كند اگر چه وصول آن نوشته مدتى تأخير بيفتد ، پس موالات بين ايجاب و قبول آن معتبر نيست . و خلاصه ، در امر وكالت توسعه‌اى هست كه در غير وكالت نيست ، حتى اينكه اگر وكيل به طور استفهام بگويد : « آيا من وكيل تو هستم در فروش خانه‌ات ؟ » پس جواب بگويد : « بلى » صحيح است اگر چه مثل آن را در ساير عقود كافى ندانيم . مسأله 1 - در وكالت بنابر احتياط ( واجب ) تنجيز شرط است ؛ يعنى معلق نكردن اصل وكالت بر چيزى ، مانند قول او مثلًا : « اگر زيد آمد يا اگر هلال اول ماه ديده شد تو را در